9 دقیقه
معمولاً پیشسفارشهای رکوردشکن گوشیها در یک غول فناوری با حس جشن و سرور همراه است. اما در داخل بخش موبایل سامسونگ، فضا در حال حاضر بیشتر شبیه مدیریت بحران است تا باز شدن بطریهای شامپاین.
حتی با وجود تقاضای غیرمعمول قوی برای سری گلکسی S26، گزارشها حاکی از آن است که کسبوکار گوشیهای هوشمند سامسونگ تحت سیستمی قرار دارد که برخی کارکنان آن را «مدیریت اضطراری» توصیف میکنند. دلیل این وضعیت، ضعف فروش نیست؛ بالعکس مشکل اصلی هزینهها است — هزینههایی گسترده که تقریباً در تمام حلقههای زنجیره تأمین گوشی هوشمند با سرعتی چشمگیر در حال افزایش است.
بر اساس گزارشهای رسانه کرهای FNN News، این شرکت بهخاطر افزایش قیمت قطعات حیاتی، اقدامات اضطراری داخلی را فعال کرده است. حافظه (رام)، نمایشگرها، چیپستها، لجستیک — تقریباً هر هزینهای که به ساخت و ارسال یک گوشی مدرن مربوط میشود، همزمان در حال افزایش است.
طعنهآمیز اینکه یکی از مهمترین محرکهای این جهش قیمتی، رونق هوش مصنوعی است.
تقاضا برای حافظههای پرعملکرد که در مراکز داده هوش مصنوعی استفاده میشوند، بهشدت افزایش یافته و قیمت RAM را با سرعتی بهنوسان درآورده که صنعت گوشی هوشمند سالها تجربه نکرده بود. سامسونگ که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان حافظه در جهان است، هنگام تأمین همین قطعات برای دستگاههای خود نیز تحت فشار قرار دارد.
همزمان، تنشهای ژئوپلیتیکی و نوسانات قیمت انرژی فشارهای دیگری را اضافه کردهاند. افزایش قیمت نفت مرتبط با درگیریها در خاورمیانه باعث رشد هزینههای حملونقل و لجستیک شده و توزیع جهانی محصولات سختافزاری را برای تولیدکنندگان گرانتر کرده است.
نتیجه این وضعیت: حتی فروش قوی گوشیهای پرچمدار نیز در برابر صورتحساب رو به رشد، به سختی تاب میآورد و نمیتواند آن را جبران کند.
وقتی فروش رکوردی گوشیها هنوز کافی نیست
خود سامسونگ اخیراً تأیید کرد که پیشسفارشهای سری گلکسی S26 نسبت به نسل گلکسی S25 بهصورت دو رقمی افزایش یافته است. در شرایط عادی، چنین جهشی در تقاضا معمولاً منجر به فصلی مالی آرام و پر سود میشود.
با این وجود، پیشبینیهای بازار نشان میدهد که بخش تجربه موبایل (Mobile Experience یا MX) سامسونگ ممکن است حاشیه سود عملیاتی خود را از حدود 11 درصد در سهماهه اول 2025 به نزدیک 3 درصد در همان بازه زمانی 2026 کاهش دهد. بعضی پیشبینیها حتی نشان میدهند که این رقم میتواند بیشتر سقوط کند و در ادامه سال به حوالی 2 درصد نیز نزدیک شود.
در داخل شرکت، برخی کارکنان معتقدند که اگر فشارهای هزینهای فعلی ادامه یابد، دستیابی به حتی 1 درصد حاشیه سود نیز دشوار خواهد بود.
به زبان ساده، این یعنی بخش گوشیهای سامسونگ ممکن است با وجود عرضه میلیونها دستگاه پریمیوم، به آستانه زیان نزدیک شود یا حتی دچار زیان شود.
عوامل اصلی افزایش هزینهها
تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر نشان میدهد چند محرک کلیدی پشت این بحران هزینهای قرار دارند که هرکدام بهتنهایی میتوانند تاثیر قابلتوجهی داشته باشند و در مجموع اثراتشان تشدید میشود:
- افزایش قیمت حافظه و نیمههادیها: تقاضای مراکز داده هوش مصنوعی برای حافظههای پرسرعت (DRAM و HBM) و چیپهای تخصصی باعث افزایش قیمت جهانی قطعات شده است.
- گرانشدن نمایشگرها: فناوریهای جدید نمایشگر مانند LTPO و ارتقای پنلها برای نرخ نوسازی و روشنایی بالاتر، هزینه تولید پنلهای OLED و AMOLED را بالا بردهاند.
- هزینههای لجستیک و انرژی: نوسانات قیمت نفت و هزینههای سوخت، افزایش کرایه حمل، هزینه بیمه حمل و اختلالات زنجیره تأمین را رقم زده است.
- هزینه تحقیق و توسعه (R&D): سرمایهگذاری در توسعه قابلیتهای مرتبط با هوش مصنوعی، بهینهسازی سختافزار و نرمافزار، و ارتقای تجربه کاربری، فشار مالی بیشتری ایجاد میکند.
- تنشهای ژئوپلیتیکی: تحریمها، محدودیت صادرات، و افزایش هزینههای تطبیق با مقررات بینالمللی هزینههای عملیاتی را افزایش دادهاند.
این عوامل در کنار هم موجب شدهاند که هزینه تولید هر واحد گوشی افزایش یابد و فرصتهای سنتی برای صرفهجویی یا بهبود حاشیه سود کاهش یابد.
افزایش تقاضای حافظه برای هوش مصنوعی و پیامدها
رشد سریع مدلهای بزرگ زبانی، سامانههای یادگیری ماشینی و خدمات ابری مبتنی بر هوش مصنوعی، نیاز به حافظههای با پهنای باند بالا و ظرفیت زیاد را بهشدت افزایش داده است. این حافظهها معمولاً در مراکز داده و برای آموزش مدلها استفاده میشوند، اما افزایش قیمت و کمبود نسبی آنها به بازار مصرفکننده نیز سرایت کرده است:
- تولیدکنندگان حافظه برای سفارشهای مراکز داده اولویتگذاری میکنند و همین موضوع دسترسی تولیدکنندگان گوشی به برخی انواع حافظه را محدود میکند.
- افزایش قیمت DRAM و سایر ماژولهای حافظه مستقیماً هزینه BOM (Bill of Materials) هر تلفن را بالا میبرد.
- تلاش برای استفاده از حافظههای بالاتر در گوشیهای پرچمدار برای بهبود عملکرد هوش مصنوعی محلی (on-device AI) نیز فشار تقاضا را بیشتر میکند.
بدیهی است که وقتی تأمینکننده بزرگی مثل سامسونگ همزمان هم تولیدکننده حافظه و هم سازنده گوشی است، انتظار میرود که بتواند اولویتبندی کند؛ اما بازار جهانی، قیمتهای بالا و رقابت بر سر ظرفیت تولید را بهگونهای شکل داده که حتی بازیگران بزرگ هم تحت فشار قرار میگیرند.
نوسانات انرژی، لجستیک و هزینههای توزیع
افزایش ناگهانی قیمت نفت و گاز میتواند زنجیره تأمین جهانی را به سرعت تحت تأثیر قرار دهد:
- هزینه حمل دریایی و هوایی افزایش مییابد که قیمت نهایی ارسال قطعات و دستگاهها را بالا میبرد.
- هزینه تولید در کارخانهها بهدلیل افزایش هزینه انرژی برای خطوط تولید و تجهیزات نیمههادی بالا میرود.
- افزایش هزینههای انبارداری و بیمه نیز فشار مضاعفی بر بودجه عملیاتی شرکتها وارد میکند.
این شیوه افزایش هزینهها زمانی بحرانی میشود که چندین عامل همزمان اتفاق میافتند — مثلاً افزایش قیمت قطعات همراه با بالا رفتن هزینه حمل و انرژی — که تمام گزینههای جبران هزینه را محدود میکند.
اقدامات داخلی سامسونگ و تغییرات روزمره
در واکنش به این فشارها، بخش گستردهتر تجربه دستگاهها (Device Experience یا DX) که مدیریت کسبوکار موبایل، تلویزیون و لوازم مصرفی سامسونگ را بر عهده دارد، بهطور گزارششده دستور کاهش 30 درصدی در هزینههای عملیاتی را صادر کرده است.
این کاهشها از هماکنون در زندگی روزمره شرکت تأثیر گذاشتهاند و نمونههایی از آن به شرح زیر است:
- سفرهای کاری: پیش از این، مدیران پایینتر از سطح نایبرئیس در بخش DX برای پروازهای زیر ده ساعت مجاز به استفاده از کلاس تجاری بودند؛ اکنون طبق قوانین هزینهای جدید، صندلیهای اکونومی استاندارد شدهاند.
- جابهجایی و بازتوزیع نیروی انسانی: گزارشها حاکی است که ممکن است کارکنان بین واحدهای مختلف جابهجا شوند تا بهرهوری افزایش یابد و هزینههای اضافی کاهش یابد.
- برنامههای بازنشستگی داوطلبانه: گزینههایی برای تشویق به خروجهای داوطلبانه یا برنامههای بازنشستگی تسهیلشده مطرح شده تا از فشارهای مزد و مزایا کاسته شود.
اگرچه هیچیک از این اقدامات لزوماً نشانه وحشت نیست، اما نشان میدهد که چگونه حاشیهها در بازار جهانی گوشیهای هوشمند تنگتر شدهاند و شرکت به دنبال گشایشهای سریع برای کاهش هزینهها میگردد.
پیام برای سایر بازیگران بازار
این پیام برای صنعت سختافزار روشن و غیرقابل اغماض است: سامسونگ تنها یک تولیدکننده تلفن همراه نیست؛ بزرگترین فروشنده گوشیهای اندرویدی در جهان و یکی از متنوعترین شرکتهای یکپارچه از نظر عمودی است. این شرکت چیپ طراحی میکند، نمایشگر تولید میکند، حافظه میسازد و خود گوشی را مونتاژ میکند.
بنابراین اگر شرکتی با این مقیاس هم مجبور به سختگیری در بودجه و کاهش هزینهها میشود، برندهای کوچکتر که دسترسی کمتری به زنجیره تأمین عمودی یا ذخایر نقدی ندارند، قطعاً با مسیر سختتری روبهرو خواهند شد. پیام برای آنها دوگانه است:
- اول، فشار برای بهینهسازی زنجیره تأمین و یافتن شریکان منطقیتر و مقرونبهصرفهتر بیشتر خواهد شد.
- دوم، احتمال افزایش رقابت بر سر قطعات محدود و افزایش قیمت تأمین قطعات وجود دارد که میتواند نوآوری یا عرضه مدلهای جدید را کند سازد.
پیامدها برای مصرفکننده و بازار
برای مصرفکننده نهایی پیام ممکن است به صورت افزایش قیمت نهایی محصولات، کاهش امکانات در برخی مدلها یا تأخیر در عرضه برخی نوآوریها تظاهر یابد. تولیدکنندگان میتوانند از چندین گزینه برای مقابله استفاده کنند:
گزینههای استراتژیک برای بقا
شرکتها معمولاً چند انتخاب پیش رو دارند که میتوانند به کاهش فشارهای مالی و حفظ حاشیه سود کمک کند:
- افزایش قیمت فروش: سادهترین اما حساسترین گزینه است؛ افزایش قیمت میتواند فروش را تحتتأثیر قرار دهد و جایگاه رقابتی را تضعیف کند.
- کاهش هزینه تولید: از طریق بهینهسازی طراحی، جایگزینی قطعات گرانقیمت با نمونههای مقرونبهصرفهتر یا مذاکره مجدد با تأمینکنندگان.
- تمرکز بر ارزش افزوده: ارتقای خدمات پس از فروش، اشتراک نرمافزاری یا افزونههایی که درآمد تکرارشونده ایجاد میکنند.
- بازنگری در پورتفولیو محصول: کاهش تعداد مدلها، تمرکز بر محصولات با حاشیه سود بالاتر و توقف موقتی نسخههای آزمایشی که هزینهبر هستند.
هر گزینه مزایا و معایب خود را دارد و انتخاب راهبرد مناسب نیازمند تحلیل دقیق بازار، تعادل بین کوتاهمدت و بلندمدت و توجه به وفاداری مشتری است.
تجزیه و تحلیل فنی و اقتصادی
برای درک عمق تأثیرات، لازم است رابطه بین هزینه قطعات، قیمت نهایی، و حاشیه سود را بهطور اجمالی بررسی کنیم. حاشیه سود عملیاتی (Operating Margin) تابعی از تفاوت بین درآمد فروش و هزینههای مربوط به تولید، توزیع و عملیات است. وقتی هزینههای BOM افزایش مییابد، سه مسیر اصلی وجود دارد:
- افزایش قیمت فروش (که میتواند تقاضا را کاهش دهد).
- کاهش هزینههای عملیاتی (که ممکن است به کیفیت یا خدمات لطمه بزند).
- پذیرش حاشیه سود پایینتر یا زیان موقت.
در مورد سامسونگ، مشاهده میکنیم که حتی با افزایش قابلتوجه تقاضا برای یک نسل موفق (S26)، ترکیب مسیرهای بالا چالشبرانگیز است زیرا حجم فروش بالاتر بهتنهایی نمیتواند افزایش هزینههای چشمگیر قطعات و لجستیک را جبران کند.
نقش یکپارچگی عمودی
یک نکته مهم در این میان این است که یکپارچگی عمودی همچنان یک مزیت رقابتی است ولی دیگر تضمینی برای حفظ حاشیههای بالا بهشمار نمیآید. وقتی همه حلقههای زنجیره تأمین تحت فشار قیمت قرار میگیرند — حتی بخشهای داخلی تولید حافظه یا نمایشگر — مزیت قیمت داخلی کاهش مییابد. علاوه بر این، سرمایهگذاریهای جدید در ظرفیت تولید برای پاسخ به تقاضای مراکز داده معمولاً زمانبر و پرهزینه است.
نتیجهگیری و پیامدهای آینده
بازار گوشیهای هوشمند همیشه رقابتی و گاهی بیرحم بوده است. اما در سال 2026، نبرد اصلی ممکن است کمتر بر سر تعداد دستگاههای فروختهشده و بیشتر بر سر توانایی شرکتها در مدیریت هزینههای رو به رشد تولید و توزیع باشد.
برای شرکتهای بزرگ مانند سامسونگ، این دوره نیازمند تعادل میان نوآوری (برای حفظ برتری محصول)، مدیریت زنجیره تأمین (برای کاهش هزینهها) و استراتژیهای تجاری هوشمندانه (برای حفظ حاشیهها) است. برای برندهای کوچکتر، فشارها میتوانند شدیدتر باشند و نیاز به ایجاد تمایز، همکاریهای استراتژیک یا تمرکز بر بازارهای خاص بیش از پیش احساس میشود.
در نهایت، مصرفکنندگان نیز لازم است آماده باشند که پیامدهای افزایش هزینه تولید ممکن است به شکل افزایش قیمتها، تاخیر در عرضه برخی نوآوریها یا تغییر در ترکیب قابلیتهای محصولات پدیدار شود. صنعت موبایل در آستانه دورهای است که موفقیت نه تنها به مهارت در فروش و بازاریابی بستگی دارد بلکه وابسته به مدیریت دقیق زنجیره تأمین، استراتژی هزینه و انطباق با روندهای کلان مانند رشد هوش مصنوعی است.
این گزارش نه یک حکم نهایی، بلکه تصویری از حال و آینده نزدیک است؛ تصویری که نشان میدهد در جهانی که هزینه ساخت دستگاهها رو به افزایش است، برندگان کسانی خواهند بود که زودتر سازگاریهای استراتژیک، نوآوری عملیاتی و مدیریت ریسک زنجیره تأمین را اجرا کنند.









نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.